تبليغاتX
هذیان هاى من

 

 

كار سختيست و از توان من خارج . اما دليلي وجود دارد براي تلاشم اگرچه مي دانم اميد كمي براي موفقيت وجود دارد اما دليل مرا رها نميگذارد براي فراموشي تلاشم .

 

مي خواهمش

+ نوشته شده توسط هرمزد در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت |

 

 

هرمزدم

اما خسته ام و به شدت زميني

من اينجام مرا مي بيني ؟  نه نه نه

اگر مرا مي ديدي اگر مرا تا لحظه اي مي خواستي هميني كه هستم را دوست مي داشتي

نه اما تو مرا نديدي

تو چيزي را ديدي كه مي خواهي بسازي

من را بساز

گفته بودم روحم اگر از آن كسي باشد تا بسازدش خشنود خواهم بود و خواهم خنديد

اما تو مرا نخواستي

مي دانم اما نه نمي فهمم چرا به من فرصت ندادي ؟ چرا مرا نخواستي

آري نه زيبايي چهره اي دارم و نه اندام هوسناك اما عزيزم مرا نديدي ؟؟؟

مرا ببين و بخواه كه اين آخرين خواسته زميني من است از تو

اين را نيز قبول كن

ببين چه عريان احساست مي كنم

حسم كن

من اينجام

+ نوشته شده توسط هرمزد در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت |

من اين بودم و تو ؟؟؟

 

اينگونه نبوده كه تو فكر كني كودكي بودم و گول زدني

من بزرگم

من مي دانم چيزهايي را كه تو حتي به خواب هم نديدي

من كارهايي كردم كه تو حتي در كابوسهايت هم حس نكردي هرگز

من تجربه چندين سال نكبت را با خود دارم

قلبم چركين است و احمقم كه مي گويم اما مي گويم با تجربه ام

با هر حركت مي فهمم منظور را

با هر حرف مثنوي مي سازم وزين

با هر حركت چشم حتي مي فهمم كي باران آمده

آري من اينم

 

اما

ببين تو كه هستي كه مرا بهتر از خودم شناختي

 

 

 

هرمزد

5 اسفند 1385

+ نوشته شده توسط هرمزد در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM