تبليغاتX
هذیان هاى من
 

مثل یه بازی

اول تو جیبتو  نیگا می کنی

دو راه داری

یا اینکه یکی از ژتونها تو میندازیو بازی می کنی و  یا می سوزی که میرسی به ژتون بعدی و

یا بعد که سوختی یکم صبر می کنی

به هر حال کسی دقیق  نمی دونه چند تا ژتون داره و یا دستگاه کی می سوزه

 

 

برای باربد   برو بمیر تو هم با اون تجسم کردنت

برای سپهر    تو واقعا بدون تعارف پسر خیلی خوبی هستی

برای خودم    دستگاه سوخته ؟؟؟

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت |
 

می خوام یه داستان بنویسم

 

 

چرت و پرت گفتن هم عالمی داره واسه خودش

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت |
 

مثلا باید اینجا شعر بگم ؟

 

بلد نیستم

 

شاعر داریم ... گبر( فتح بر هر سه)

 

حس و حال هم ندارم اینجا غر غر کنم

 

همینیه که هست

 

اگه نمیتونی خوشی ها رو ببینی برو همین الان بمیر

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت |
 

اگر قرار بر ماندن بود که می ماندیم

 

قرار بر چیزی نبود

 

قرار بر شادی و خوشحالی از با هم بودن بود و هست

 

یک لحظه تحمل و راضی کردن خود را که با عشق می شناسندش تحمل

نکنیم که نکردیم

 

قرار بر فرداست

 

قرار بر لحظه هاست

 

کی می دونه

 

؟

 

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت |
 

حالا منم و یه دنیا ...

حالا دو راه دارم

( دیدی چه زود رفتم سر اصل مطلب )

یه راه اینکه بشینم و دنبال دلیل بگردم و غصه بخورم و گریه کنم و ...

راه دیگه اینکه این کارا رو نکنم

من حوصله این کارا رو ندارم

پس ...

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM