تبليغاتX
هذیان هاى من




هنوز هم ........

آری   هنوز هم ........






+ نوشته شده توسط هرمزد در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 و ساعت |


هر 8 ساعت یکبار


کنار آن همه دیوار که دستانمان به نشانه تسلیم ، رویشان ، تن موهوم

 خط های بی سرانجام را لمس می کرد ،

 چشمان را نبست ،

 حقیقت را دید ،

 او را شنید و خود را بویید .

می توان در پس درد حاصل از تازیانه رگبار در خیال نارنجستان دل بود کنار

 او

انگار برای فریاد زمان نباشد ، کین تازیانه فریاد موحش شب را قلم خواهد

 زد بر پیکر بی گناه من و تو خواهد رقصید ،

 چکمه ای در کار نیست  .

فکر کن
            تصور کن
                           رویا بساز

حقیقت گرچه مانند ماری بر پشت خمیده ما سایه افکنده ذهن و چشم

مارا آسیب رساندن در توانش نیست و ما سربلند هر روز پس از تکرار

 هر 8 ساعت یکبار بلند می شویم

حلقه ای در دست

زنجیری بر گردن

باز هم  روبروی آینه به مدل جدید خونین موهایمان خواهیم پرداخت

 می مانیم چون بوده ایم و خواهیم ماند چون هستیم


تا زمانی که شما هستید


و


                        هر 8 ساعتتان یکبار ...




+ نوشته شده توسط هرمزد در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM