تبليغاتX
هذیان هاى من


تو رو باید مثل گل نوازش کرد و بویید ...


یادمه اونوقتا که حیرون و سرگردون و ناشیانه همه جا رو دنبال نمی دونم


چی می گشتم با خودم می گفتم اگه یه روز پیداش کنم گوشش رو  


می پیچونم و بهش میگم اینهمه مدت کجا بودی ؟


آماده باش عزیزم :-x



+ نوشته شده توسط هرمزد در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت |
 

 

مرگ با شرافت

طرف مرد ...

حالا بیاین براتون از خوبی هاش بگم

بیاین براتون بگم چقدر آدم خوبی بود

همش به همه کمک می کرد

همش هی تند تند مدرسه می ساخت

همش فرت و فرت جهاز جور می کرد واسه دخترای دم بخت

یه عالمه طلاق که می بینین تقصیر اونه

یه عالمه گاو که می بینین تقصیر اونه

بیچاره نمی دونست با پولش چیکار کنه

همه منتظر مرگش بودن

خدا رحمتش کنه

کلی ارث گذاشت واستون

الان  این شامی که دارین کوفت می کنین از همون پولاس

آخرش هم به آرزوش نرسید

 

 

+ نوشته شده توسط هرمزد در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM